جمال رضايى
161
بيرجندنامه ( فارسى )
فصل دو رودها و مسيلها در بيرجند « رود » و « رودخانه » اى كه هميشه آب در آن جارى باشد وجود نداشته و ندارد . تنها چند « مسيل » يا « خشكرود » در وادى بيرجند هست كه در پايان زمستان و اوايل بهار - آن هم اگر باران زياد و شديدى ببارد - « سيل » در آنها بهراه مىافتد . همين « مسيل » ها را در بيرجند از ديرباز « رود » مىگفته و مىگويند و واژهء « رود » را هم به معنى اصلى آن و هم به معنى « سيل » و هم به معنى بستر رود و مسيل بهكار مىبردهاند و هنوز هم بهكار مىبرند . در دورهاى كه ما از آن سخن مىگوييم سه « رود » يا « مسيل » در شهر بيرجند وجود داشت كه اكنون هم با تغييراتى كه در مسير آنها داده شده باقى هستند و عبارتند از : 1 - رود شور : اين « رود » از شمال تپّهء « كلكلاغان » وارد شهر مىشد و از دامنهء شيب شمالى تپّه ماهورهاى شهر مىگذشت و بسترى نسبتا پهناور داشت كه خاكى - شنى بود و اگر سيل شديدى مىآمد ، در آن گودىها و پستىها و بلندىهايى تازه ايجاد مىشد . بخش اصلى و قديمى شهر در جنوب اين « رود » واقع بود و محلّات شمالى آن مانند « خيرآباد » و . . . محلّههايى نسبتا جديد هستند . آبى كه در اين « رود » راه مىافتاد و ارتباط دو بخش شمالى و جنوبى شهر را قطع مىكرد و مشكلاتى براى مردم فراهم مىنمود از حدود سربيشه ، مود ، شرق و شمال شرقى بيرجند ( دامنهء كوههاى مؤمنآباد و الغورات ) مايه مىگرفت و چند روزى جريان داشت . اين آب اگر باران زياد آمده بود ابتدا خروشان و موّاج بود و « اشتره » مىزد و كفآلود و گلآلود بود و هرچه مىگذشت از شدّت و مقدار آن كاسته مىشد و اندكاندك فروكش مىكرد تا به كلّى خشك مىشد « 1 » . مسير
--> ( 1 ) . دربارهء جارى شدن سيل در اين « رود » و مشكلاتى كه ايجاد مىكرد آقاى ابو الحسن آيتى در كتاب خاطراتى از